عبد الحي حبيبى
588
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
را يافتند ، كه ايشان را دسيو يعنى دشمن و ناملموس پنداشتند و بقول ويدا : « ماروت رب النوع باد ، بر دسيو تاخت و ايشانرا به هياهوى رعد تباه ساخت . مراتع و كشتزارهاى ايشان را به دوستان سپيد فام خود بخشيد . » « 1 » اين مردم سيه فام كه مقهور ارباب انواع آريايى گرديدند ، در كتاب ويدا بصفات نجس و مردار و سيه چرده و بينى پچق يا گوسپند بينى ياد شدهاند . « 2 » ولى محققان بريناند ، كه فرق طبقات و كاست كه در سنسكريت ورنه VARNA يعنى رنگ COLOUR گويند ، و در انگليسى براى آن CASTE را از ريشهء پرتگالى كاستا بمعنى نژاد و نسل گرفتهاند « 3 » ، در بين آريائيان قديم در سرزمين افغانستان نبود ، بلكه بعد از هجرت به طرف شرق و بر عظيم هند بوجود آمد . زيرا ما اين فرق و امتياز طبقاتى را در ويدهاى نخستين نمىبينيم ، بلكه اولين بار ذكر آن در ويد دهم و بخش 90 كه پوروشه PURUSHA ناميده مىشود چنين به نظر مىآيد : « چون هيكل پوروشه ( نفس جهانى ) بخش گرديد ، برهمن از دهن ، و راجينا ( كشترى ) از بازو ، و ويس از ران ، و شود راز پاى او پديد آمد . » « 4 » قراريكه از مضامين ويدهاى بعدى ظاهر است ، آريائيان عقيده داشتند ، كه چون دهن بر اعضاء ديگر شرف دارد ، بنابرين برهمن طبقهء شريف و كار او تعليم و رهنمايى است . اما طبقهء كشترى كه از بازو پديد آمدهاند ، وظيفهء حفاظت و پيكار و اداره را دارند . و چون ويس از ران پوروشه پيدا شدهاند ، استحكام نظام تمدن و كشاورزى و زميندارى بايشان متكى است . اما طبقه ؟ ؟ ؟ شودر كه از پاى برامدهاند ، همواره بايد خدمتگار و چاكر باشند . « 5 »
--> ( 1 ) - ريگويد 11 / 22 ( 2 ) - هند و يدى از بانو راگوزن ترجمه اردو طبع حيدرآباد دكن ص 220 ( 3 ) - كيمبرج هسترى آف انديا ( انگليسى ) 1 / 92 ( 4 ) - هند ويدى 217 ( 5 ) - ريگ ويدا ، جلد اول پوروشه سوكته